جمعى از علما
63
جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )
آن سه كه مذكّر را بود : ضارب ، ضاربان ، ضاربون . ضارب : يعنى يك مرد زننده . صيغهء مفرد مذكّر است از اسم فاعل . ضارب در أصل يضرب بود ( مفرد مذكّر غايب بود از فعل مضارع ) خواستيم مفرد مذكّر بنا كنيم از اسم فاعل ، ياء كه حرف استقبال بود از اولش انداختيم والف كه علامت اسم فاعل بود در ميانهء فاء الفعل وعين الفعل درآورديم وتنوين كه از خواصّ اسم بود به أو ملحق نموديم ، ضارب شد . وآن [ ضارب ] يك لفظ است بجاى سه معنى چنانكه گويى : هو ضارب يعنى اوست يك مرد زننده ، وانا ضارب يعنى منم يك مرد زننده ، وأنت ضارب يعنى تويى يك مرد زننده . وضارب بر وزن فاعل ، ضاد فاء الفعل ، الف علامت اسم فاعل ، راء عين الفعل ، باء لام الفعل وتنوين علامت اسم فاعل ، ضمير هو يا انا يا أنت در أو مستتر است به استتار جايزى ، محلّا مرفوع است تا فاعلش بوده باشد . ضاربان : يعنى دو مردان زننده . صيغهء تثنيهء مذكّر است از اسم فاعل . در أصل ضارب بود ( مفرد بود ) خواستيم كه تثنيه بنا كنيم ، چون به تثنيه رسيديم دو بار مىبايست گفت ضارب ضارب ، زايد بر يكى را حذف كرديم وعوض از محذوف ، الف كه علامت تثنيه بود با نون عوض تنوين در آخرش درآورديم ضاربان شد بر وزن فاعلان . ضاد فاء الفعل ، راء عين الفعل ، باء لام الفعل ، الف اوّل علامت اسم فاعل ، الف دوم علامت تثنيه ، نون ، عوض تنوين ، ضمير هما يا أنتما يا